قالب وبلاگ

چقــدر باید بگذرد؟؟

 

تا مـن در مـرور خـاطراتم

 

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

 

تنـــم نلــرزد…..

 

بغضــم نگیــرد…..

 

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

خیلی وقته یه ادم دیگه شدم خیلی وقته..................

 

خیلی وقته دیگه دوست ندارم بخنـــــــــــــــــــــــدم

 

خیلی وقته دلم می خواد برم یه جای بلند و به اندازه ی بلندیش به اندازه ی غصه هام به اندازه ای که دلم ارووم بگیره فریاد بزنم

 

خیلی وقته که نمی خوام و دوست ندارم به چیزی نگاه کنم دوست دارم سرم بالا باشه و چشمامو ببندمو اسمون خدارو پشت سیاهی ها نگاه کنم.......

 

خیلی وقته به خیلیا می خوام بگم دوسشون دارم اما یادم میره خیلی وقته که حرفای دلم به دیواره های قلبم ماسیده..........

 

خیلی وقته سرما تا مغز استخووونام نفوذ کرده..............

 

خیلی وقته دیگه صدای قلبمو نمی شنوم به جاش صدای برخورد چکش با سنگ ریتم زندگیم شده................

 

خیلی وقته که احساس می کنم دارم زیر اب زندگی می کنم هیچ چیزی نمی شنوم.ماهی ها عجب حس مزخرفی دارن.......!

 

خیلی وقته که با شب جفت و جور شدم من براش بیدار می مونمو اونم با تاریکیش اتاقمو تزیین می کنه..............

 

خیلی وقته که تندیس قلبم تکمیل شده..... یه تندیس که کسی جرات دیدنشو نداره....

 

خب دنیا اینم از ما !!!

 

آرووم شدی حالا منم شدم مثه یکی دیگه از ادمای به درد نخورت.........

 

 

 

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]
همه میگن چقد برایش مینویسی اون که نمیخونه نمیدونن که


شاید فقط شاید ب بهانه یک سرگرمی این دل نوشته ها یه روزی یه جایی به دستش میرسه اما . . .


همه میگن چقد عین هم مینویسی لااقل لحنی ؛ لهجه ای؛ دلیلی  عوض کن

بگذار ندانند برای عوض کردن لحن و رنگ چشم و بغض شعر و اشکهایی که بی اختیار  می غلطند باید معشوق را عوض کرد ،

دلم میخواهد جوری ک به  گوش همگان برسد فریاد بزنم و بگویم او را نه عوض میکنم و نه عوض میشود...

گلایه ای نیست زیبا ؛بارها درد کشیده ام و گفته ام که در مسیر عشق حتی اگر به بهانه نگاه کردن به پشت سرت هم برگردی عشقت تا دنیا دنیاست زیر یک سوال پررنگ و بی جواب میرود .

 

عشق معامله نیست که اگر قیمت مناسب بود به اندازه کافی هدیه بری و بمانی و اگر روبان نقره ای رنگ جعبه ی هدیه اش یک تای اضافی داشت زیر همه چیز بزنی و بروی

 

اینها که درد نیست عزیزم ؛

 

بگذار از تشابه من ایراد بگیرند نه از تفاوت تو فدای یک تار موی پر از موج رنگ شبت.

 

فاصله ی پنجره ی اتاقت را بیشتر کردی که چه ؟فرار کنی از عشق مجنونی که؛؛

اگرهم نباشی نفس میکشد . راستی ب دل نگیر شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های آن طرف تاریخ؛

حرفهایم را برایت نقاشی کردم

خوب دیگر وقت چشمهای روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان قدری لهجه ی این مجنون اواره را ببخشند

ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت ...

این بار هم با بی جوابییت که کانون از هم پاشیده ی قلبم راپاره تر از قبل کرد .

تاریخ نمیزنم تا هر وقت برای من و دل نوشت های من وقتی ماند بخوانی .......

 

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

 

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفت
بی خبر با دل درویش خودم خواهم رفت

می روم تا در میخانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

بی خیال همه کس باشم و دریا باشم
دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم

آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

مـــــــــــــرد است دیگر…

گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..

غرورش آسمان و دلش دریاست…

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟…

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

 
 
 
 

 
نخواستم عمق زخمامو بدونی /   نخواستی حرف چشماتو بخونم

توی قلبت اگه جایی ندارم  /   بذار تو خاطراتت جا بمونم
 
 
[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

 

خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند


گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکر…گاهی وسط خــــــــــیابان!!!ســـــــــــردت میکنند؛

داغـــــــــت میکنند خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوند…تمامـــــــــت میکنند.

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

 

مـ ـا نـسـلـی هـسـتـیـم

کـه مـهـم تـریـن حـرفـای خـود را نـگـفـتـیـم و نـوشـتـیـم

واقعی بودیم ، باورمان نکردند

مجازی شدیم ، فیلترمان کردند ،

و چه دنیای ساخته اند برای ما ، نسل سوخته...!

 
[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]

 

╳...═ بـیـا تــا جــَــوانـم بــِده رُخ نـشــانم

کـه ایـن زنـدگـانی وفـایـی نــدارد ═...╳

 
[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ] [ ]
√ شناسنامـــہ

زنــــــده ام بـــــا نــــام تــــــــــــــــــــو

پــــژمــــرده ام بـــی نـــــام تـــــــــــــــــو

حـــــاضــــــرم پـــرپـــر شـــــــــــــــــــــــــوم

در مـــــحـــــضــــر دیــــدار تـــــــــــــــــــــــــــــو

****************
****************
این وبلاگ و تمامی دل نوشته هام تقدیم به عزیزی که آفتاب مهرش درآستانه قلبم همچنان

پابرجاست و هرگز غروب نخواهد کرد...

تقديم به تك ستاره آسمان دلم و به تنها بهانه زنده ماندنم

همان طور كه شاپركها نمي توانند دشت آبي آسمان را از ياد ببرند

من هم چشمان زيبايت را فراموش نميكنم

تصوير زيبايت نه تنها در ذهنم بلكه در قلبم جا دارد

و نبض حياتم بعد از خدا به ياد تو مي تپد

اي كاش بداني قصر آرزوهايم را در ساحل چشمانت ساخته ام

تا قلبت مأوايي باشد براي عشق پاك و مقدسم

اي كاش بداني در دلم مهر تو را دارم

و در يادم ياد تو و هميشه و همه جا حضور توست كه مرا زنده نگه می دارد...