نفسم

به ســــــــــلامتی اونایی که.. یه موی گندیده عشقشون رو به کــل دنیـــــــــــــــا نمیدن 

 

«یک تار موی گندیده تو عشقم یه صدتا مثل بی لیاقتای قبلی می ارزه» .  آره اینجوریاس

 

[ یکشنبه سی ام شهریور 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

تولدم مبارک نیست . . .

تولدت مبارک ، چه حرف خنده داری / چه فایده داره وقتی ، تو گل برام نیاری


عجب شبیه امشب ، داره میسوزه چشمام / دورم شلوغه اما ، انگاری خیلی تنهام


واسه چی زنده باشم ، جشن چیو بگیرم / من امشبو نمیخوام ، دلم میخواد بمیرم


تولدم مبارک نیست، دلم گرفته غمگینم / هوای خونه دلگیره ، تورو اینجا نمیبینم


تولدم مبارک نیست ، شکسته قلب داغونم / تو نیستی و من از دوریت ، خودم رو مرده میدونم


هیشکی خبر نداره ، چقدر هواتو کردم / چقدر دلم میخواد تو ، باشی دورت بگردم

 
هیشکی خبر نداره ، دارم بزور میخندم / نمیدونم چرا من ، چشمامو هی میبندم


چشمامو من میبندم ، تا منتظر بشینم / شاید تو این سیاهی ، بازم تورو ببینم


تولدم مبارک نیست ، دلم گرفته غمگینم / هوای خونه دلگیره ، تورو اینجا نمیبینم

[ چهارشنبه بیست و ششم شهریور 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

بـا مـن بمــان ...

آنان که رفتنشان را طاقت آوردم

" تــــو "

نـبـودنــد..

[ چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

غم

سر پنجه به چشمانم بگرفتم و بستم چشم...



پیشانه ی خود پنهان بر پنجه ی خود کردم

 


تا داغ شکستم را از خلق کنم پنهان . . .

 

 

 

[ یکشنبه نهم شهریور 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند

 

گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی

 

تا بتوانی گریه کنی…

 

[ یکشنبه دوم شهریور 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

چقــدر باید بگذرد؟؟

چقــدر باید بگذرد؟؟

 

تا مـن در مـرور خـاطراتم

 

وقتی از کنار تــو رد می شوم.

 

تنـــم نلــرزد…..

 

بغضــم نگیــرد…..

 

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

خیلی وقته . . .

خیلی وقته یه ادم دیگه شدم خیلی وقته..................

 

خیلی وقته دیگه دوست ندارم بخنـــــــــــــــــــــــدم

 

خیلی وقته دلم می خواد برم یه جای بلند و به اندازه ی بلندیش به اندازه ی غصه هام به اندازه ای که دلم ارووم بگیره فریاد بزنم

 

خیلی وقته که نمی خوام و دوست ندارم به چیزی نگاه کنم دوست دارم سرم بالا باشه و چشمامو ببندمو اسمون خدارو پشت سیاهی ها نگاه کنم.......

 

خیلی وقته به خیلیا می خوام بگم دوسشون دارم اما یادم میره خیلی وقته که حرفای دلم به دیواره های قلبم ماسیده..........

 

خیلی وقته سرما تا مغز استخووونام نفوذ کرده..............

 

خیلی وقته دیگه صدای قلبمو نمی شنوم به جاش صدای برخورد چکش با سنگ ریتم زندگیم شده................

 

خیلی وقته که احساس می کنم دارم زیر اب زندگی می کنم هیچ چیزی نمی شنوم.ماهی ها عجب حس مزخرفی دارن.......!

 

خیلی وقته که با شب جفت و جور شدم من براش بیدار می مونمو اونم با تاریکیش اتاقمو تزیین می کنه..............

 

خیلی وقته که تندیس قلبم تکمیل شده..... یه تندیس که کسی جرات دیدنشو نداره....

 

خب دنیا اینم از ما !!!

 

آرووم شدی حالا منم شدم مثه یکی دیگه از ادمای به درد نخورت.........

 

 

 

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

دلتنگ

همه میگن چقد برایش مینویسی اون که نمیخونه نمیدونن که


شاید فقط شاید ب بهانه یک سرگرمی این دل نوشته ها یه روزی یه جایی به دستش میرسه اما . . .


همه میگن چقد عین هم مینویسی لااقل لحنی ؛ لهجه ای؛ دلیلی  عوض کن

بگذار ندانند برای عوض کردن لحن و رنگ چشم و بغض شعر و اشکهایی که بی اختیار  می غلطند باید معشوق را عوض کرد ،

دلم میخواهد جوری ک به  گوش همگان برسد فریاد بزنم و بگویم او را نه عوض میکنم و نه عوض میشود...

گلایه ای نیست زیبا ؛بارها درد کشیده ام و گفته ام که در مسیر عشق حتی اگر به بهانه نگاه کردن به پشت سرت هم برگردی عشقت تا دنیا دنیاست زیر یک سوال پررنگ و بی جواب میرود .

 

عشق معامله نیست که اگر قیمت مناسب بود به اندازه کافی هدیه بری و بمانی و اگر روبان نقره ای رنگ جعبه ی هدیه اش یک تای اضافی داشت زیر همه چیز بزنی و بروی

 

اینها که درد نیست عزیزم ؛

 

بگذار از تشابه من ایراد بگیرند نه از تفاوت تو فدای یک تار موی پر از موج رنگ شبت.

 

فاصله ی پنجره ی اتاقت را بیشتر کردی که چه ؟فرار کنی از عشق مجنونی که؛؛

اگرهم نباشی نفس میکشد . راستی ب دل نگیر شاید هم دفعه بعد به سبک ادم های آن طرف تاریخ؛

حرفهایم را برایت نقاشی کردم

خوب دیگر وقت چشمهای روشن نازت را زیاد گرفتم بگو به روشنی خودشان قدری لهجه ی این مجنون اواره را ببخشند

ممنون که همیشه ناخواسته کمکم میکنی چه خودت چه اسم قشنگت چه سفرت چه نیامدنت ...

این بار هم با بی جوابییت که کانون از هم پاشیده ی قلبم راپاره تر از قبل کرد .

تاریخ نمیزنم تا هر وقت برای من و دل نوشت های من وقتی ماند بخوانی .......

 

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

 

صبح یک روز من از پیش خودم خواهم رفت
بی خبر با دل درویش خودم خواهم رفت

می روم تا در میخانه کمی مست کنم
جرعه بالا بزنم آنچه نبایست کنم

بی خیال همه کس باشم و دریا باشم
دائم الخمر ترین آدم دنیا باشم

آنقدر مست که اندوه جهانم برود
استکان روی لبم باشد و جانم برود

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

اشک

مـــــــــــــرد است دیگر…

گاهی تند میشود گاهی عاشقانه میگوید..

مـــــــــــــرد است دیگر..

غرورش آسمان و دلش دریاست…

تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد..

تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده..

تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبردارد و بالشش؟…

مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد

 
 
 
 

 
نخواستم عمق زخمامو بدونی /   نخواستی حرف چشماتو بخونم

توی قلبت اگه جایی ندارم  /   بذار تو خاطراتت جا بمونم
 
 
[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

 

خاطـــــــــــرات بی هــــــــوا می آیند


گاهی وســـــــــط یک فــــــــــکر…گاهی وسط خــــــــــیابان!!!ســـــــــــردت میکنند؛

داغـــــــــت میکنند خاطـــــــــرات تمـــــــــام نمیشوند…تمامـــــــــت میکنند.

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

نسل سوخته

 

مـ ـا نـسـلـی هـسـتـیـم

کـه مـهـم تـریـن حـرفـای خـود را نـگـفـتـیـم و نـوشـتـیـم

واقعی بودیم ، باورمان نکردند

مجازی شدیم ، فیلترمان کردند ،

و چه دنیای ساخته اند برای ما ، نسل سوخته...!

 
[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

 

╳...═ بـیـا تــا جــَــوانـم بــِده رُخ نـشــانم

کـه ایـن زنـدگـانی وفـایـی نــدارد ═...╳

 
[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

برای مخاطب خاصم . . . .




مینویسم...دوستت دارم چون تنهاترین ستاره زندگی منی

دوستت دارم چون تنها ترین مصراع شعر منی

دوستت دارم چون تنها ترین فکر تنهایی منی

دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی منی

دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی

دوستت دارم چون زیباترین خاطرات منی

دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی

 
دوستت دارم چون دوستت دارم…

[ دوشنبه سی ام بهمن 1391 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]


يه جورايي حالم گرفته س حس يه ادمي رو دارم كه تمام عمرش رو باخته!

دلم میخواد تمام دنیا رو نابود کنم یا شاید فقط خودمو!

ناراحتم دلخورم دلگیرم اما کی اهمیت میده؟!؟کی واسش مهمه؟!

اصلا مگه من ادمم که از کسی انتظار داشته باشم به یادم باشه؟!؟!؟

چرا ادمم اما فقط واسه وقتی که خودشون بخوان یا بهم نیاز داشته باشن!!!!!!!

تنهام....تنهای تنها.....کی اهمیت میده؟؟!؟؟!

اخه من نمیدونم از تمام دنیا از بین ۷میلیارد ادم سهم من اونی که میخوام نیس!؟!

چقدر دلم یه شونه میخواد واسه گریه هام

چقدر دلم یه آغوش میخواد که توش زندگی و دنیا و آدماش از یادم بره

چقدر دلم یه قلبی میخواد که باهاش درد دل کنم که اونم منو بفهمه

چقدر دلم یه صدا میخواد که بگه من پیشتم کنارتم ! اروم باش من هستم من اینجام

چقدر دلم میخواد بازم مثل قدیم بتونم یه لبخند بزنم اما از ته دل

و چقدر دلم آرامش میخواد http://www.imgiran.com/images/ljf5z7c5jbt88pafpehm.gif

خداااااااا .......خداااااا ..میشنوی صدامو؟؟!!

لعنت به این زندگی...http://www.imgiran.com/images/ljf5z7c5jbt88pafpehm.gif


http://www.imgiran.com/images/4w8cpcbxdw2a2u6lzkix.jpg

[ سه شنبه بیست و سوم آبان 1391 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

میدونی چی بیشتر از همه آدمو داغون میکنه :


این که هر کاری در توانت هست براش انــــجام بدی ،

آخــــرش بـرگرده بگه :


مگه من ازت خواستم . . . / .

 

http://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gifhttp://www.imgiran.com/images/pfaf4e2c1jymoomszojv.gif

 

 

http://www.imgiran.com/images/waf70wgrlvks19j6sqta.jpg

[ دوشنبه هفدهم مهر 1391 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

سلام

 

عرض سلام و ادب خدمت تمامی دوستان عزیزم

 

بزودی بعد از ماه ها برمیگردم و دوباره این کلبه تاریک و کهنه رو رونق می بخشمhttp://www.imgiran.com/images/46mudeseugjv8l1n07y.gif

 

امید است که یاری شما دوستان گرمابخش دل بیقرارم باشد.http://www.imgiran.com/images/46mudeseugjv8l1n07y.gif

 

یا حــــــــــق..

http://www.imgiran.com/images/vhvo9869ox38yyhg229.gif

[ پنجشنبه سیزدهم مهر 1391 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

خدانگهدار...با آرزوی خوشبختی همه

 

.

.

[ یکشنبه ششم فروردین 1391 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

آرزوی با تو بودن

به نام لحظه های شيرينی که در کنارت گذشت...
لحظه های تلخی که در نبودنت سپری شد...
و لحظه های انتظاری که برای ديدنت به برگ های ورق خورده کتاب عمر و زندگيم سپرده می شود...
برای تو می نويسم تو که برايم عزيزترينی در دنيا برايم بهتريني...
بهار و سبزه های خيس و عطرها و پرنده ها به پايان می رسند حتی شعرها
و شکوفه ها در گذر روزگار پژمرده می شوند اما آن بهاری که به پايان
نميرسد.... تويی!!!
تکرار نام تو هر زمان و هر کجا که باشم حس با تو بودن را به قلبم
می کشاند و دلم را از بیگانگی ها می رهاند..روزها و شبهای بی شماری
را پر عطش به اميد ديدار دوباره ات سر کرده ام..بعد از گذر از راه ها و
کوچه های بن بست به تو رسيده ام..اميد لحظه هايم بوده و هستی..
و من هم اکنون باورهای خسته خويش را به پنجره زيبای چشمانت
می سپارم..اگر بی مقصد مانده ام ..و اگر در حسرت ديدنت گل نگاهم
پژمرده شده ..به معجزه عشق تو همه لحظه های کهن را به آخر می رسانم
نسيم معطر وجودت همه احساسم را زلال ميکند..و من عجيب از ته دل
احساس ميکنم به دل مغرور و صبورت نيازمندم..
تقصير توست که آرامش بخشی ..و با خوبی و محبت مرا عاشق و ديوانه
حضور بودنت ساخته ای..

ای کاش بگذاری تا هميشه در چشمان تو و نگاهت
زندگی کنم. ای کاش انبوه تلنبار شده حرفهايم را از نگاهم بخوانی...
و ببينی که چه قدر دوستت دارم و هنوزم همان آرزوی هميشگی در دلم موج
می زند ...
آرزوی با تو بودن........
باورم کن....

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]

سفر سبز

گاه حس می کنم که سپیده دمان خواهم مرد.

شب است و سکوت است و رویا، ناگه صدای درب همه را در هم

می شکند.

با بهت و حیرت میزبان ناخوانده ترین مهمانی می شوم که مرا به تدریج

در بر می گیرد، همچون برف که تن عریان درخت را می پوشاند،

آه چه لباس سردی.....

خوب می دانم مرا زین تقدیر مکتوب گریزی نیست و به ناچار باید تن را

برای همیشه به آغوش سردش بسپارم.

آری می دانم که دیگر هیچ سپیده دمی را نخواهم دید و من در آن

تاریکی همانجا که شب هیچگاه به پایان نمی رسد، تا بتوانم خورشید و

فردایی دیگر را لمس کنم، با همان ظلمت برای همیشه خواهم خوابید.

زمانی که مرگ فرا می رسد، بی شک آخرین لحظات عمر من است....

زمانی که مرگ فرا می رسد، روح مرا مجال هیچ جولان نیست......

زمانی که مرگ فرا می رسد، دیگر هیچ فردایی نیست.....

زمانی که مرگ فرا می رسد، یعنی عشق، زندگی، عزیزان، همه و

همه برای آخرین بار خدانگهدار......

آری، من می میرم، تو می میری، همه و همه، خورشید، ماه، زمین،

ستارگان و حتی کهکشان ها با تمام عظمتشان خواهند مرد.

تنها چیزی که باقی خواهند ماند،

خداوند عشق است که برای همیشه ابدی خواهد ماند......

 

[ پنجشنبه پانزدهم دی 1390 ] [ ] [ ♥دلـــــــــباخته♥ ]
[ ]